تبليغاتX
کانون پرورش فکری کیاکلا

مدیر محترم کانون استان حاج آقای گرجی در روز پنجشنبه به طور سر زده از کانون پرورش فکری کیاکلا به مدت سه ساعت بازدید داشته اند ایشان ابتدا از سالن نمایش در حال ساخت بازدید نمودند ودستور اکید فرمودند در اسرع وقت برای اتمام کار سالن اقدام شودجناب آقای گرجی ضمن تقدیر وتشکر از کارساخت و عملیات انجام شده وزیبایی وتوجه خاص به انتخاب نوع مصالح بکار رفته فرمودند این سالن با تلاش استان در حال ساخت است و هیچگونه مساعدتی از ناحیه بخش و شهرستان به این پروژه نشده است مسئول مرکز هم گزارشی از روند کار از ابتدا تا کنون را ارائه دادند و با توجه به پیشرفت نود درصدی کار خواستار عنایت بیشتر در اتمام کار شدند  مدیر محترم کانون استان دستور فرمودند برای پایان کار و حداقل افتتاح در دهه مبارک فجر به فوریت اقدام شود جناب آقای گرجی همچنین از روند فعالیتهای فرهنگی وهنری وادبی این مرکز مطلع شدند و از فعالیت در حال اجرای هنری بازدید داشتند مسئول مرکز هم برنامه های کمیته کودک و نوجوان دهه فجر که در سه جلسه برگزار گردید را به اطلاع مدیر محترم استان رساندند

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 10:59  توسط غلامرضا خلیلی  | 
سومین جلسه کمیته کودک ونوجوان ستاد دهه مبارک فجر با حضوراعضاء در سالن کتابخانه کانون برگزار گردیددر این جلسه در پی دو جلسه گذشته تصمیمات نهایی گرفته شد .

-کانون پرورش فکری سوالات مسابقه کتبی واطلاعیه مربوط به آن را برای مدارس ارسال نموده است

-مسابقه دو همگانی برای سه گروه های سنی مختلف توسط تربیت بدنی آموزش وپرورش وورزش و جوانان

-گردهمایی دختران و پسران آفتاب در روز مختلف ومسابقه پیامکی جمله سازی توسط آموزش وپرورش

-دعوت از معلول انقلاب با همکاری آموزش وپرورش و کانون پرورش فکری

-نواختن زنگ انقلاب در روز چهارشنبه توسط مادریکی از شهدای انقلاب

-استفاده یهینه ومفید از فیلم روح الله با همکاری آموزش وپرورش و کانون پرورش فکری

-جوایز برای بیست نفر از شرکت کننده ها در مسابقه کتبی فریادهای ماندگار وطراحی توسط ستاد دهه مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 14:20  توسط غلامرضا خلیلی  | 

در مقارن ساعت بیست شب گذشته جناب آقای فرماندار به اتفاق بخشدار از ساختمان نمایش نیمه تمام کانون بازدید داشته اند .جناب آقای پیر فلک فرماندار محترم شهرستان قائمشهرضمن بازدید از مراحل اجرایی ساخت سالن نمایش قول مساعد در اختصاص مابقی بودجه جهت پایان کار ساخت سالن را در جلسه روز چهارشنبه کارگروه بودجه شهرستان داده اند ایشان متذکر شده اند آیا با تخصیص بودجه میشود در دهه مبارک فجر آنرا افتتاح نمود که مسئول کانون پورش فکری قول قطعی برای پایان کار و افتتاح در دهه فجر را دادند .یاد آور میشود برای مراحل پایانی کار تا کنون حدود سیزده میلیون هزینه داشته که کانون توانسته پنج میلیون را پرداخت نماید و هشت میلیون دیگر آنرا مقروض می باشد و چنانچه حدو دو میلیون دیگر به تعمیرات سالن تزریق شود بطور قطع عملیات ساخت سالن به پایان میرسد   

                 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:30  توسط غلامرضا خلیلی  | 

مسابقه طراحی به یاد دیروز(برای تمامی گروه سنی)بمناسب دهه مبارک فجر

دانش آموزان محترم میتوانند با تشکیل گروه حداقل سه نفره با طرح اولیه به صورت حضوری در روز پنج شنبه 13/11/90از ساعت 30/8صبح در سالن کانون پرورش فکری حضور یابند

انتخاب کاغذ مقوا به ابعاد 50*70ویا100*70به عهده گروه ها می باشد داوطلبین در روز مشخص شده با حضور در کانون پرورش فکری با استفاده از شیوه های مختلف طرحی با موضوع انقلاب وشهدای عزیزاجرا نمایند وسایل اولیه شامل آبرنگ ، گواش، مدادرنگی و...به اندازه توان در اختیار داوطلبین گذاشته می باشد چنانچه خود دانش آموزان با خود امکانات را بیاورند بهتر خواهد بود

مربی نقاشی کانون در روزبرگزاری مسابقه راهنمایی لازم را خواهند نمود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 15:26  توسط غلامرضا خلیلی  | 

بسمه تعالی

کمیته کودک ونوجوان  ستاد دهه مبارک فجر کیاکلا برگزار می کند

مسابقه فریادهای ماندگار ویژه تمامی گروه سنی

ازمنتخب شعارهای انقلابی کانون بیست سوال کتبی  طرح میشود

مدیران محترم:

 به تعداد داوطلبین مدرسه خود برگها را تکثیر ودر اختیار دانش اموزان قرار دهند

تعداد شرکت کننده ها درمسابقه راازساعت 10صبح تا 16عصرهمه روزه  با شماره تلفن 3372366اطلاع دهند  تا به اندازه شرکت کننده ها سوال آماده شود

مدیران و معلمین محترم توجه دارند که هر یک از شعارها بمناسبتی توسط مردم  تهیه ودر زمان انقلاب استفاده میشد در خصوص علت بوجود آمدن  بعضی از این شعارها دانش آموزان را کمک نمایند و بهانه شود برای بیان مناسبتهای انقلاب و حرکتهای خود جوش و ارزشی در زمان انقلاب با شکوه اسلامی  که یاد آور خاطره های جاودانه است

زمان برگزاری مسابقه کتبی :

برای دوره ابتدایی روز یکشنبه16/11/90 از ساعت 30/14الی 30/15در سالن کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان

برای دوره راهنمایی ودبیرستان  روز دوشنبه 17/11/90از ساعت 14الی 15برای دختر خانمها و از ساعت 15تا 16برای آقا پسرها در سالن کانون پرورش فکری کیاکلا

دانش آموزان عزیزدر روز مسابقه مداد ،پاکن و یا خودکار را به همراه داشته باشند

سوالات به صورت چهار گزینه ای میباشدوبه ده نفر هدیه اهداء خواهد گردید

************************************************************************

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 15:22  توسط غلامرضا خلیلی  | 

به نام خدا

سرچشمه‌ی گرما

 گل زیبا و قشنگی که بالای تاقچه‌ی پنجره‌ی خانه‌ای توی گلدان، ایستاده و از پنجره به بیرون چشم دوخته، رو به شومینه‌ی خانه می‌کند و می‌گوید: «چرا فقط این‌جا را گرم می‌کنی؟ گل‌های بیرون را ببین که از سرما به خود می‌لرزند! چرا کمی از گرمای وجودت به آن‌ها نمی‌بخشی؟ برگ‌های ظریفشان تحمل این سرمای زودرس را ندارند. قد و قامتشان خمیده شده، مانند گدایی مسکین چشم بر شیشه‌های عرق‌گرفته‌ای که گویی بر حالشان می‌گریند، دوخته‌اند. ولی بعضی از آن‌ها خیلی وقت است که خواب شعله‌ای کوچک را می‌بینند. نباید غنچه‌هایشان را آرزو به دل گذاشت.»

     حرف‌های گل مانند بارانی بر قلب شومینه بارید و آتشش را خاموش کرد. گویی شومینه دیگر تحمل حرف‌های گل را نداشت.

     چند روزی بود که شومینه بدون آتش مانده بود. صاحبش آن را با شومینه‌ی دیگری عوض کرد و حال، جای آن شومینه، بیرون، در آن هوای سوزناک است. در آن محیط تاریک که باد سردی هم می‌وزید، شومینه جانی دوباره می‌گیرد و روشن می‌شود و گرمایی به اطرافش می‌بخشد و مانند خورشید بر گل‌ها می‌تابد. همه‌ی گل‌ها به یک سو روانه شده‌اند؛ به سرمنشأِ نور، که همان شومینه است.

     در این هنگام آن گلِ قشنگ، پشت آن شیشه‌های گریان با صدای گرفته‌ای فریاد می‌زد: «آهای شومینه این گرما را از کجا آورده‌ای؟ این نور را از کجا آورده‌ای؟ به من هم بیاموز گرم کردنِ بی‌شعله را!»

     شومینه می‌گوید: «تو این گرما و این نور را می‌شناسی. این حرف‌ها از حرف‌های گرم تو سرچشمه می‌گیرد.»

     نویسنده: سیده‌زهرا هاشمی ـ کلاس اول راهنمایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 14:24  توسط غلامرضا خلیلی  | 
پنج برنامه محوری برای کمیته کودک ونوجوان

کمیته کودک ونوجوان ستاد دهه مبارک کیاکلا در دومین جلسه خود  امروز تصمیم گرفت پنج برنامه محوری را در بخش فرهنگی هنری و ورزشی برگزار نماید در دومین جلسه کمیته کودک ونوجوان ستاد دهه مبارک فجر اداره ورزش وجوانان -کمیته امداد امام خمینی -ریاست سازمان آموزش وپرورش-مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش- کارشناس آموزش ابتدایی-نمایند اتحادیه انجمن اسلامی به ریاست کانون پرورش فکری در سالن کانون برگزار گردید وبه مدت دو ساعت با هم بحث و مذاکره داشتند و حاصل آن تصمیم برای پنج برنامه فرهنگی هنری و ورزشی به صورت محوری بوده است که در نهایت در جلسه سوم جمع بندی برنامه ها بعمل خواهد آمد وهر یک از اعضاء ستاد که مسئولیت برنامه ها را به عهده دارد گزارش خواهند داد

  

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 14:24  توسط غلامرضا خلیلی  | 

ترکیب در نستعلیق در خوشنویسی یکی از کارهای مهمی است که هنر جویان باید یاد بگیرند خوشبختانه خانمها کوثر محمدی و زهرا خمسیه در این زمینه استعداد خوبی داشته و دارند آنها بعد از گذراندن مراحل خط تحریری حالا خود را برای آزمون قلم آماده می کنند .

نمونه ای از کار هر یک از این اعضا را مشاهده می کنید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 15:8  توسط غلامرضا خلیلی  | 

 با ارسال دعوت نامه برای اعضاء منتخب کمیته کودک ونوجوان ستاددهه فجر کیاکلا امروز این ستاد با حضور ریاست اداره ورزش و جوانان -فرماندهی حوزه پنج دانش آموزی -ریاست سازمان دانش آموزی-مسئول اتحادیه انجمن اسلامی شکل گرفت .این جلسه که به ریاست کانون پرورش فکری برگزار گردید در ابتدا آقای غلامرضا خلیلی مسئول کانون از دستاوردهای انقلاب مطالبی بیان داشت واعلام نمود از اینکه امام راحل فرمودند انقلاب ما انفجار نور بود یعنی چه و این مفهوم باید برای نسل حال بیشتر معنا پیدا کند ونفوذ نور را بیشتر بفهمیم.ودر حال حاضر نور آن کشورهای خاور میانه را در برگرفته است وهمچنان ادامه دارد ...ایشان اظهار داشتند که برای اینکه آینه تمام نمای این انقلاب برای نسل حاضر بهتر جا بیافتدباید با برنامه ریزی و تلاش همگانی سعی در برگزاری هر چه باشکوهتر این جشن باشیم  .در ادامه پنج برنامه فراگیر برای کودک نوجوان در نظر گرفته شده است که در جلسه دوم روز دوشنبه ۱۹/۱۰/۹۰تصمیم گیری خواهد شد

  

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12:49  توسط غلامرضا خلیلی  | 

به نام خدا

عاقبت؛ پشیمانی                  نویسنده: ارشیا نیکجویان ـ کلاس پنجم ابتدایی

     سوار اتوبوس شدم. روی صندلی نشستم. یک نفر به طرفم آمد و گفت: «می‌توانم سرِ جایت بنشینم؟»

     گفتم: «بله، می‌توانی.»

     تشکر کرد.

     سرِ جایم نشست. متوجهِ دست و صورتش شدم. خودِ خودِ صورتِ من بود. دستش هم مانند دست من زخمی بود. ایستگاهِ بعد پیاده شدم. توی این فکر بودم که این مرد چقدر شبیهِ من بود. داشتم راه می‌رفتم که یک‌دفعه آن مرد را دوباره دیدم. راهم را مسدود کرده بود.

     گفت: «من خودِ تو هستم. من بزرگیِ تو هستم.»

     سریع دویدم و فرار کردم. با سرعتِ باد می‌دویدم. درِ خانه را زدم. مادر در را باز کرد. پریدم توی حیاط. به مادرم گفتم: «در را ببند.»

     مادر در را بست و گفت: «چه شده؟ چرا خیسِ عرقی؟»

     گفتم: «چیزی نشده. فقط... فقط اگر میخواهی در را باز کنی به من بگو کیه. خواهش می‌کنم.»

     مادر قبول کرد.                                                          □□□

     فردا صبحِ زود از خواب بیدار شدم و طوری که مادرم متوجه نشود از خانه بیرون رفتم. تابستان؛ هوای گرم؛ مدرسه‌های تعطیل. خیلی حال می‌دهد. به بازار رفتم. داخلِ مغازه‌ی اسباب‌بازی فروشی رفتم. انگار ول‌کن نبود. خود همان مردی که روز قبلش دیده بودم. او زنگوله‌ای خرید. توی دلم با ترس گفتم: «آن زنگوله... آن زنگوله مالِ بچگی‌های من است. حالا هم دارمش.»

     مرد از مغازه خارج شد. شانه‌ی مرد را کشیدم.

     گفتم: «تو چه می‌خواهی؟ چرا شبیهِ منی؟ می‌خواهی عصبانی‌ام کنی؟ یا می‌خواهی مرا دیوانه کنی؟»

     گفت: «بیا، بیا، بیا برویم در آینده.»

     قهقهه‌ای زد. انگار کنترلم می‌کرد. ناگهان چاله‌ای در زمین باز شد. شبیه به این بود که کره‌ی زمین می‌خواست مرا بخورد. آن مرد هلم داد و مرا داخل چاله انداخت.

     گفت: «خوش بگذره!»

     فریادی کشیدم.                                                 □□□

     بی‌هوش بودم. چشمم باز شد. به‌هوش آمدم. خمیازه‌ای کشیدم. به اطراف نگاه کردم. دهانم از تعجب باز شد.

     ـ «چه ساختمان‌های عجیبی! انگار این‌جا به جای ماشین، از ماشین‌های پرنده استفاده می‌کنند.»

     بلند شدم. نزدیک بود همان‌جا گریه کنم. اصلا راضی نبودم. می‌خواستم برگردم.

     با خودم گفتم: «کاش با آن مرد این کار را نمی‌کردم.»

 

    

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 15:10  توسط غلامرضا خلیلی  |